تاریخ انتشار : پنج شنبه ۱۰ دی ۱۳۹۴ - ۸:۵۱

مدعیان، اخلاق را به مسلخ می کشند

مدعیان، اخلاق را به مسلخ می کشند

علی محمدی ایروانلو ، معاون سیاسی فرمانداری ویژه شهرستان خوی در اوایل دی ماه یکی از نشریات وابسته به جریان رادیکال و افراطی طی یادداشتی ضمن وارد نمودن اتهاماتی به خانم شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری ایران را تحت بی شرمانه ترین الفاظ و عبارات غیراخلاقی مغایر با هنجارهای اخلاقی و

علی محمدی ایروانلو ، معاون سیاسی فرمانداری ویژه شهرستان خوی

در اوایل دی ماه یکی از نشریات وابسته به جریان رادیکال و افراطی طی یادداشتی ضمن وارد نمودن اتهاماتی به خانم شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهوری ایران را تحت بی شرمانه ترین الفاظ و عبارات غیراخلاقی مغایر با هنجارهای اخلاقی و انسانی قرار داد.

در واقع گفتمان، ادبیات و توهین های به کار رفته در این یادداشت به قدری سخیف و غیراخلاقی است که نه تنها مغایر با مبانی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی ایران بوده بلکه در عرف منازعات رقابت های سیاسی رایج و پذیرفته نیست و امری قبیح شمرده می شود.

در این خصوص یک نگاه به ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران در انقلاب بی نظیر خود، گویای عمق حساسیت ها به هنجارهای اخلاقی است؛ مفهومی که در وادی منافع جریان تندرو و افراطی منتسب به اصول گرایان به مسلخ کشیده شده است.بی شک انقلاب اسلامی ایران در نوع خود بی نظیرترین انقلاب جهان بوده است، در این راستا آنچه که این انقلاب را از سایر انقلاب ها متمایز ساخته، شعار جمهوریت و آزادی نبود، چرا که پیش از انقلاب اسلامی ایران و حتی بیش از آن انقلاب های دیگر از جمله انقلاب فرانسه بر مسئله آزادی و جمهوریت تاکید کرده اند.

همچنین امتیاز انقلاب اسلامی ایران بر سایر انقلاب های جهان شعار تحقق توسعه، پیشرفت و شکوفایی اقتصادی نبود، در واقع دیگر انقلاب های جهان در سطح وسیعتری از انقلاب ایران هم در سطح شعار و هم در سطح عمل اهتمام بیشتری به امور مذکور داشته اند. از نظر جنبه های ضداستعماری و ضداستبدادی نیز می توان انقلاب های دیگری را برشمرد که توفیق و کارکردی کمتر از انقلاب اسلامی ایران نداشته اند.

هر چند انقلاب ما از همه این وجوه برخوردار بود، اما آنچه این انقلاب را از سایر انقلاب ها متمایز ساخت، پیام اخلاقی و معنوی آن بود؛ این انقلاب تنها انقلاب جهان معاصر بود که بر حضور اخلاق و معنویت در عرصه سیاست و اجتماع تاکید کرد و در واقع نوعی پاسخ به بحران معنویت در جهان معاصر بود. رهبر فقید این پدیده بزرگ اجتماعی، یک شخصیت دینی و معلم عرفان و اخلاق بود؛ روحانیان و عالمان دین نظیر بهشتی، باهنر و مطهری که بنابر هویت و جایگاهشان بیش از سیاست و قدرت به اخلاق و معنویت ملتزم بودند و در بالاترین رده های رهبری این انقلاب حضوری تعیین کننده داشتند.

در این خصوص یک نگاه به علل و عوامل تضعیف وجدان اخلاقی جامعه و فقدان حساسیت جامعه نسبت به ارزش های اخلاقی نشانگر آن است که شاه کلید اصلی را باید در رفتار حاکمان و جریانات سیاسی جستجو کرد؛ لذا بر این اساس در طول بعد از انقلاب همواره اخلاق و معنویت در حاکمان، موقعیت و جایگاهی ویژه داشته و تلاش ها بر این بوده است که از هر گونه حساسیت زدایی نسبت به نقض اخلاق و معنویت و به بازی گرفتن مقدسات و باورهای دینی-مردمی در حکومتی که نشان اخلاق و معنویت بر پیشانی دارد خودداری شود و این رهیافت «خط قرمز» حاکمان و جریانات سیاسی جمهوری اسلامی بوده است.

به نظر می رسد در یک دهه گذشته وقایعی در سطوح حاکمان و نحله های سیاسی از حیث کنش ها و واکنش ها در کشور رخ داده که میزان رویکرد جامعه ما را به اصول اصلی انقلاب یعنی اخلاق و معنویت با چالش های اساسی مواجه ساخته است؛ موضوع از این جهت مهم است که این کنش های اخلاق گریز از سوی جریانی سیاسی به وقوع پیوسته که خود را تنها وفاداران به آرمانها و مبانی انقلاب دانسته و رقیب سیاسی خود را با این ابزار همواره به چالش کشیده است.

در این خصوص و در یک پیمایش مصداقی می توان به موارد متعددی از این اخلاق ستیزی اشاره نمود؛ هنوز از یادها نرفته است زمانی که رئیس دولت سابق در آن مناظره تلخ اخلاق را به مرزهای فروپاشی رساند و در راستای منافع جریانی خود با حیثیت و آبروی تعدادی از شهروندان این کشور خصوصاً عالمانی وارسته چون هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری بازی نمود و شعور اخلاقی جامعه ایرانی را اندوهناک، و تاسف و شرمندگی را برای آحاد جامعه بدنبال آورد؛ همان شخصی که گذشت زمان نشان داد دولت تحت مدیریت او بنا به اخباری که همه رسانه ای شد، فاسدترین دولت بعد از انقلاب بوده است.

پرواضح است هجمه های غیراخلاقی و ناجوانمردانه فراتر از چارچوب انتقاد به سرکار خانم مولاوردی که از مفاخر جامعه زنان آذربایجان غربی و کشور است را باید در راستای اقدامات همین جریانی دانست که در یک دهه گذشته همواره اصول اخلاقی را در نیل به مطامع سیاسی خود زیر پا گذاشته اند.

به نظر می رسد این طیف از مدعیان که زیر چتر واژه ارزشمند اصول گرایی سینه به چاک می زنند، به این سوال جامعه در وجه تمایز اصول گرایی و افکار ماکیاولیستی چه پاسخی دارند؟ مگر غیر از این است که عده ای از این مدعیان بر این باورند که ماکیاول به استقلال سیاست و تفکیک آن از حوزه اخلاق و دین و پنهان نشدن قدرت و قدرت مداران در پشت نقاب دین و اخلاق معتقد بود، اما اینان به استفاده از این همه در خدمت قدرت و منافع خود معتقدند!؟

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

اصغر شیدائی حبشی چهارشنبه , ۱۶ دی ۱۳۹۴ - ۸:۲۷

با عرض سلام اقای محمدی خیلی عالی بود

سلماسی پنج شنبه , ۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۰

با تشکر از آقای محمدی عزیز
تقریبا همه کاندیداهای سلماس آقای غلامحسین عماری را تخریب می کنند درحالیکه او به همه شان از دور سلام می فرستد و زانوی ادب می زند. به این میگویند دیپلماسی.
زنده باد عماری