تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۴ - ۱:۰۰

نقش مشارکت مردمی در مدیریت شهری

نقش مشارکت مردمی در مدیریت شهری

عصر سلماس :مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان عصر سلماس است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند. مشارکت در کشور ما پدیده تازه ای نیست و مردم این سرزمین همواره در

عصر سلماس :مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان عصر سلماس است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.

photo_2015-12-12_13-03-502121
مشارکت در کشور ما پدیده تازه ای نیست و مردم این سرزمین همواره در امور خود از شور با یکدیگر غفلت نورزیده اند. اما با رشد شهر نشینی و به تبع آن تغییر الگوهای مشارکت، لزوم بازبینی در این مفهوم و ارائه الگوهای متناسب با نیازهای امروزی شهروندان احساس گردید. توجه دولت به مشارکت، فزونی آگاهی مردم نسبت به این امر خطیر و تلاش در جهت ایجاد جامعه ی مدنی گواه این مدعاست. همچنین تشکیل شورای اسلامی شهرها در کشور، لزوم توجه به این امر را دو چندان نموده است. در مقاله پیش رو با تبیین چارچوب نظری و مفهومی مشارکت، بررسی و ارزیابی الگوهای سنتی و جدید مشارکت شهروندان در اداره امور شهرهای ایران و در نهایت راهکارهایی در راستای عملی شدن مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها، سعی می شود گامهای مهمی در این امر برداشته شود.

مشارکت اگرچه به معنای عام آن از دیرباز با زندگی انسان پیوند داشته، اما به معنای جدید از عرصۀ سیاست و پس از جنگ جهانی دوم آغاز شده است. این نوع مشارکت در برخی از کشورهای صنعتی جهان( به ویژه آنان که در جنگ شکست خورده بودند) در قلمرو اقتصادی و صنعتی آغاز شد تا مردم را در مالکیت شریک سازد و پایه های پایدار و تداوم صنعت و اقتصاد را مستحکم سازد. با گسترش معنای مشارکت و راه یافتن آن به تمام عرصه های زندگی، امروزه سخن از شرایطی است که همۀ مردم در تعیین سرنوشت خویش دخالت آگاهانه و واقعی پیدا کنند.
علیرغم شکل گیری اندیشه مشارکت در تمام ابعاد زندگی، این گسترش هنوز به صورت عملی دیده نمی شود. در میان عواملی که از گسترش سریع مشارکت جلوگیری می نماید، نبود فلسفه ای که زیر کوششهای مشارکت جویانه را فراهم آورد، فهم آن را آسان گرداند و نسبت به آن تعهد بیافزایند بارز است. مشارکت پدیده ای ذهنی است که بدون فلسفه ای کارساز و راهگشا نمی تواند بصورت جزئی از فرهنگ مردم درآید.
تازه ترین زمینۀ مشارکت “مشارکت شهروندان در ادارۀ امور شهرها” است. این مشارکت یکی از الزامات زندگی شهری است و هنگامی تحقق می یابد که شهرنشینان از حالت فردی که صرفا در مکانی به نام شهر زندگی می کنند در آیند و به “شهروند” بدل شوند.

ظرفیت مشارکت در تصمیم گیری مدیریتی
ظرفیت مردم یک شهر برای مشارکت در اداره شهرشان توسط چه عواملی تعیین می گردد؟
عامل نخست فرهنگ سیاسی شهر است. منظور از فرهنگ سیاسی، الگوهای پذیرفته شده مشترکی است که جهت گیری بخشهای عمده مردم را نسبت به موضوعات سیاسی مشخص می نماید.
دومین عامل مؤثر بر ظرفیت مشارکت در تصمیم گیری و مدیریت، میزان فراهم بودن مقتضیات مدیریت مشارکتی است. موفقیت مدیریت مشارکتی(تصمیم گیری و مدیریت مبتنی بر مشارکت) به چند عامل وابسته است: ساختار، جهت گیری و فراگرد. بدین معنا که اگر برخی از ویژگیها در ساختار سازماندهی یک فعالیت، جهت گیری مدیران و کارکنان دست اندرکاران فعالیت و فراگردهای مربوط به آن وجود داشته باشد، احتمال کامیابی مدیریت مشارکتی افزایش می یابد.

ظرفیت مشارکت در تامین نیروی انسانی
دیدیم که یکی از اشکال مشارکت در راه اداره امور شهرها، تامین نیروی انسانی برای انجام طرح ها و برنامه هایی است که در جهت عمران و آبادی و ارائه خدمات در شهرها صورت می گیرد. ظرفیت یک شهر برای تامین نیروی انسانی اجرای طرح های شهری توسط چه عواملی تعیین می گردد؟ به نظر می رسد مؤثرترین عامل در این زمینه اندازه و ترکیب جمعیت باشد. به طور طبیعی هرچه تعداد جمعیت در یک شهر بیشتر باشد، عرضۀ نیروی داوطلب انجام خدمات شهری نیز بیشتر خواهد بود.عامل مؤثر دیگر میزان فراغت است. توجه به این نکته ضروری است که فراغت مفهومی است مدرن و به اعتباری پدیده ای شهری است. هر قدر میزان فراغت بیشتر باشد، امکان حضور داوطلبانه افراد در انجام امور مربوط به اداره شهرها افزایش می یابد.
از آنچه که گفته شد به اختصار می توان نتیجه گرفت که عوامل تعیین کننده ظرفیت یک شهر برای مشارکت، حاصل تاثیر متغیرهای زیر می باشد:
۱-سطح سواد ۲-میزان اعتماد اجتماعی مردم به یکدیگر ۳- میزان باور به موثر بودن( اعتماد به نفس) ۴-ارزش افزوده سرانه در سال ۵-تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده در نقاط شهری ۶-تعداد وسائط نقلیه شهری ۷-تعداد کارگاههای بازرگانی ۸-تعداد انواع معاملات ثبت شده در دفاتر اسناد و املاک ۹- ترکیب سنی جمعیت ۱۰-میزان اوقات فراغت

مشارکت سنتی و مشارکت جدید
در این بخش الگوهای سنتی و جدید مشارکت مردم در اداره امور شهرهای ایران اسلامی بررسی و ارزیابی می شود تا بتوان
با آگاهی از آنچه از گذشته در این زمینه وجود داشته و آنچه که در حال حاضر اجرا می شود، راهکارهای مناسبی برای افزایش مشارکت شهروندان طراحی کرد.

مشارکت های مردمی، راه حل نهایی
برای حل مشکلات فعلی و آینده شهرها مشارکت فعال نیروی مردمی راه حل نهایی است که متاسفانه این نیرو دست نخورده و این گونه مشارکت ها غیر فعال باقی مانده اند، تجربه نشان داده که به کارگیری استعدادهای مردمی موجب بروز ابتکارها و خلاقیت ها می شوند که در شرایط عادی تصور نمی شود. برای استفاده از این امکانات بالقوه- استعدادهای مردمی- سپردن کارهای اجرایی و عملی به شهروندان ضرورت دارد لذا:
۱- اگر تلاشهایی برای تعمیق دیدگاههای محلی و کمک به آنها در جهت دستیابی درست به مشکلات و راه حل های آنها از سوی حکومتها صورت گیرد آنگاه نیازها و خواسته های محلی به صورت واقعی و به درستی به مرکز انتقال یافته و حکومت مرکزی نیز می تواند استراتژی دقیق تری برای توسعه شهرها برگزیده و ابلاغ نماید.
۲- با ابلاغ استراتژی و سیاست های واقعی تنظیم شده و بر اساس خواسته های موجود و تقویت تصمیم گیری محلی اولاً توسعه و ارائه خدمات بهداشتی، آب سالم، جمع آوری فاضلاب، آسفالت و نظایر آنها با هزینه کمتر قابل تامین خواهد بود و ثانیاً به دلیل مشارکت های مستقیم شهروندان در توسعه خدمات زیربنایی و روبنایی شهر و تمایل به حفظ سرمایه هایی که خود ایجاد کرده اند یا در برپایی آنها سهیم بوده اند، بهره برداری از تاسیسات نیز به صورت بهینه و با هزینه کمتر صورت خواهد گرفت و خدمات پایدارتر و با دوام تر عرضه خواهد شد.
۳- تغییر نگرش و حرکت به سمت زدودن تصمیم گیری های متمرکز به هیچ عنوان نشان دهنده کاهش اعمال قدرت حکومت نمی باشد بلکه در این حالت فعالتر و پویاتر در نظر گرفته می شود. در حقیقت با ارجاع مشکلات شهرها به شهروندان و کمک گیری از آنها برای حل مشکلات، دولت با حفظ حاکمیت اعمال تصدی را به مردم واگذار می کند و خود از مقابل مردم به کنار آنها منتقل می شود. در چنین حالتی دولت به جای اینکه مورد بازخواست قرار گیرد و پاسخگو باشد- آنچنان که اکنون وجود دارد- خود بخشهای مختلف را مورد بازخواست قرار می دهد و پاسخ می طلبد. یکی از مشخصه های ویژه مقطع کنونی کشور ما عدم رضایت هر دو طرف سیستم های خدماتی یعنی دستگاه های دولتی و مردم است که اولی از امکانات و فقدان بودجه کافی برای ارائه خدمات ناخرسند است و دومی از گران بودن خدمات و بعضاً کیفیت پایین آن ناراضی اند. بی شک استفاده از نیروی مردمی باعث رفع چنین توهماتی و ایجاد حس اطمینان و اعتماد متقابل می شود که از ثمرات آن هر دو طرف برخوردار خواهند شد.

پیشنهادات
۱- ایجاد شوراهای محلی در محلات و تشویق مردم برای عضویت در این شوراها و افزایش میزان آگاهی آنان.
۲- اطلاع رسانی در زمینۀ شیوه های مشارکت مردم در امور شهری را از طریق تبلیغات تلویزیونی و….
۳- احترام به آرا و نظرات، انتقادات و پیشنهادات و شهروندان و کاهش احساس ناتوانی و بی قدرتی آنان.
۴- رفع نقائص موجود در شهر که سبب ایجاد مشکلات مختلف شهروندان و باعث افزایش اعتماد آنان می شود.
۵- شهرداری ها می توانند با ازبین بردن این تفکر در مردم که شهرداری فقط به فکر منافع خودش است و فقط می خواهد از مردم پول بگیرد، زمینه های افزایش همکاری و مشارکت مردم را فراهم آورد.
۶- پیگیری خواسته ها و مطالبات مردم در حد توان و رفع مشکلات آنان برای تغییر نگرش آنان نسبت به شهرداری.
۷- افزایش تعاملات مستقیم و پهره به چهره مسئولین با مردم در قالب ایجاد شوراهای محلی و ایجاد این احساس در مردم که مسئولین دلسوز آنان می باشند.
نتیجه گیری
به طور کلی می توان گفت که در جهان امروز، به دلیل بحران های اقتصادی و بی ثباتی، بحران های زیست محیطی و عوامل عدیدۀ دیگر، ضرورت وجودی مشارکت شهروندان در امور مختلف شهری احساس می شود. با توجه به نتايج مشاهده شده در جامعه آماري صورت گرفته طی سالیان اخیر، اگر مديريت شهري بتواند از يك طرف فرهنگ مشاركت عمومي را گسترش دهد و از طرف ديگر در ساختار مديريتي خود، مديريت مشاركتي را اعمال نمايد، بهتر بتواند به نتايج لازم از اهداف و برنامه های خود برسد.
توجه به نيازهاي شهروندان و دادن آموزش‎هاي لازم به آنان، برنامه‎ريزي براي اوقات فراغت شهروندان و برگزاري همايش‎ها و هم‎انديشي‎ها، گسترش اطلاع‎رساني به شهروندان، تقويت روحيه اعتماد بين مردم و پاسخگو بودن مسئولين شهري، از جمله راه‎كارهايي است كه مي توان با تقويت و تاكيد بر آنها، زمينه مشاركت افراد در امور شهر را فراهم ساخت.
علاوه بر این درمی یابیم که مشاركت اجتماعي مد نظر این تحقیق، بيشتر ناظر بر اهدافي است كه جنبه داوطلبانه، فعالانه، آگاهانه، آزادانه و مسوولانه دارد و يكي از سازو كارهاي اعمال قدرت مردم در امور شهری، به شمار مي رود. مشاركت محلي- شهري، انجمن ها و… از جمله عرصه هاي مشاركت اجتماعي هستند و مفهوم شهروندي نقطه اشتراك مشاركت اجتماعي و سياسي است.

 

جمال فرخيان

فارغ التحصيل رشته مهندسي شهرسازي

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 5 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 5
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

sajjad چهارشنبه , ۲۵ آذر ۱۳۹۴ - ۱:۲۲

like

saeed چهارشنبه , ۲ دی ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۸

با سلام
جناب فرخیان فرمایشات جنابعالی زمانی تحقق می یابد که مردم هم دل و هم رنگ باشن و یک هدف را دنبال کنن نه مثل همشریان شما یک دل هزار سودا داشته باشن ضمنا شهردار قدرت بخصوص ندار که بتواند تمام این هماهنگها را انجام دهند و شورا باید هماهنگ باشد ضمنا اینا تو کتابها خوب نوشتن مدینه فاضله ای بیش نیست تو شهر ما صورت نمگیره چرا یک نمونه خیلی نزدیک جنابعالی زحمت کشیدید از ۲۵ آذر مطلب گذاشتید به جز بنده حقیر کسی نظر نداده با این تفکر میخوای مشارکت اجتماعی وسیاسی ایجاد بشه تو شهر سلماس نمیشه با تشکر که اطلاعات با ما تقسیم کردی موفق باشی

ممد شنبه , ۵ دی ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۵

نه باباتقسیم نکر د ضرب کرد.

توحید محمدزاده شنبه , ۵ دی ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۱

یاشاسین مهندس جوان

saeed چهارشنبه , ۹ دی ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۰

با سلام درود
جناب فرخیان فکر کنم خودتان مستحضر هستید که در باره نظر یا انتقاد بنده همشهریاتون چه جوابی دان فقط دنبال این هستن که نقطه ضعف پیدا کنن یا متلک بندازن یا اصلا بی تفاوت هستن آن وقت با ایا تفکر میخواهید در شهر ما مشارکت اجتماعی و سیاسی ایجاد بشه جناب مم خان شما ضرب کن شاید به جای برسی جناب توحید محمد نظر بده با یاشاسین کار درست نمیشه فکر کنم اصلا نخوندی مطلب همینطوری جو گیر شده طرف خلاصه آگاه باشد .